خرید بک لینک
امروز رفیقی قدیمی را بعد ده/دوازده سال دیدم. از ساوه که میگذشته خواسته بود سری به من زده باشد.من یادم به انگشت اشارهی بلند و لاغرش بود و چشمهای بیرون از حدقهاش به گاه شنیدن که برای کمتر کسی توان اظهار نظر مخالف میگذاشت - ما البته زیاد سر و کلهی هم را صفا داده بودیم - .از او خشمی نمایان علیه همه چیز در خاطر داشتم و البته سواد و موهای پرکلاغی و گونههای استخوانی.امروز وقتی دیدمش اسیری بود پشت چروکهای ملال و کدورت که از چار سمت تنش بچه و همسر و معاش و... آویزان بود، چیزی در قوارهی آش و لاش.گرچه نمینالید اما صدای نفسش ناله بود، از رویاهاش رویهای مانده بود کشیده بر چند استخوان خرد شده زیر بار زندگی.چیزی نمیشد گفت که هرچه میگفتی سرزنش بود و قوزی بالای قوز، سعی کردم بخندانمش کمی خندید و رفت.دلم گرفت از دیدن آن کوه که کاهیده بود.

برچسب: نویسنده: حامد دادخواه تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 14:21

نه زیبایی جهان را نجات خواهد داد نه از عشق پشیزی به چیزی خواهد ماسید. فعلا مقدر است که انسان به دست وحوش و درندگان گرفتار بماند.در هر چارگوشهی عالم آروارهی درندهای باز است و انسان را گریز و گزیری نیست که خود یا خودیاش را به نیش این و آن کشیده ببیند.من و ما اینجا به خون گرفتار و همسایه آنجا، شانه یا خیس گریه است یا خستهی جنازه، صاحبان باغ وحش کماکان به رام کردن انسان و گرسنه کردن وحوش مشغولاند و خواهند بود.اما تو ایستاده بمان

برچسب: نویسنده: حامد دادخواه تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 14:21

پازولینی کبیر میگفت: « فوتبال آخرین تجسمِ مقدس دوران ماست، فوتبال در لایههای زیرینش حتی اگر یک سرگرمی هم باشد، چیزی مانند یک آیین مقدس است.» و امیل دورکیم معتقد بود: «در رویارویی با امر مقدس، هر چیزی جایگاهی مییابد، اهمیتی پیدا میکند و معنایی به خود میگیرد.»من، تو و او که امروز دنبال آن اتوبوس میدوید -فارغ از هرنوع داوری- هریک در رویارویی با این امر مقدس جایگاهی داریم که از قرار معلوم، هریک برای دیگری ناشناخته و گاه مضحک بهنظر میرسد.

برچسب: نویسنده: حامد دادخواه تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 14:21

صفحه بندی